ایمنی غذا از مزرعه تا سفره به مناسبت هفته سلامت اردیبهشت ماه 1394 در آستانه روز جهانی بهداشت که با شعار ایمنی غذا از مزرعه تا سفره بعنوان شعار هفته سلامت امسال انتخاب شده است سازمان جهانی بهداشت،‌ 3 توصیه پنج گانه برای بهبود ایمنی غذا را کرده است. این سه توصیه شامل : پنج رفتار کلیدی برای داشتن مواد غذایی سالم، پنج رفتار کلیدی برای داشتن رژیم غذایی سالم پنج رفتار کلیدی برای فعالیت بدنی مناسب است که با رعایت آن از سوی مردم، در کنار اقدامات موثر و هماهنگ بخش‌های دولتی و خصوصی ذینفع، امکان بهبود ایمنی غذایی در کشور فراهم می‌شود. پنج رفتار کلیدی برای ایمنی مواد غذایی: رعایت اصول بهداشت فردی در تهیه و مصرف غذا: مواد غذایی خام و پخته را جدا نگهداری کنید، مواد غذایی را کاملا بپزید، مواد غذایی را در دمای مناسب نگه دارید و از آب و مواد اولیه سالم استفاده کنید. پنج رفتار کلیدی برای یک برنامه غذایی سالم: تغذیه کودک با شیر مادر بطور انحصاری در 6 ماه اول زندگی ، رعایت تنوع و تعادل در برنامه غذایی روزانه، مصرف بیشتر سبزی و میوه ، کاهش مصرف چربی و روغن و استفاده از روغن هایی که اسید چرب ترانس زیر 2% دارند و کاهش مصرف قند و نمک. در حال حاضر بیماری های غیرواگیر از جمله دیابت ، فشار خون بالا ، چربی خون بالا ، بیماری های قلبی عروقی ، سکته های مغزی ،و قلبی و انواع سرطان ، بیماری های مفصلی استخوانی در کشور از شیوع بالایی برخوردار است و یکی از مهمتری دلایل ان الگوی غذایی و نحوه تغذیه مردم است. اضافه وزن و چاقي در كودكان زير 5سال از 9/3 درصد به حدود 7 درصد افزايش يافته است. درعین حال براساس گزارشات موجود در حدود 20 درصد دانش‌آموزان، 49 درصد زنان و 39 درصد مردان 64-15ساله نيز دچار اضافه وزن و چاقي هستند. كه پيامد آن شيوع كلسترول بالا و فشارخون بالا در كشور است. 33 درصد جمعيت 64-15 ساله کشوردچار كلسترول بالا (بيشتر از 200 ميلي گرم / دسي ليتر) وحدود 17 درصد جمعيت دچار فشارخون بالا هستند و كم تحركي نیز بعنوان یکی از عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در 35 درصد جمعیت 64-15 ساله گزارش شده است. ريسك فاكتور تغذيه‌اي مرتبط با بيماريهاي غيرواگير افزايش مصرف روغن و چربي و مواد قندي و مصرف زياد نمك، مصرف كم سبزي و ميوه است. مطالعه سبدغذايي مطلوب نشان مي‌دهد كه ميانگين مصرف روغن و قند و شكر بيشتر از مقادير توصيه شده در سبد مطلوب پيشنهادي است و از سوي ديگر مصرف سبزي و ميوه كمتر از مقادير توصيه شده در سبد مطلوب غذايي مي‌باشد. مصرف نمك نيز براساس شواهد موجود در كشور 12-10 گرم است كه 2 تا 3برابر بيشتر از توصيه شده مي‌باشد. مهمترين اقدامات درزمينه تغذيه سالم شامل كاهش مصرف نمك، جايگزيني اسيدهاي چرب ترانس با اسيدهاي چرب غيراشباع، حذف روغن نباتي جامد و نيمه جامد و جايگزيني آن با روغن مایع ، ‌توليد محصولات غذايي كم چرب، كم قند و كم نمك كه با قيمت مناسب در دسترس مردم قرار گيرد، ارتقاء فرهنگ و سواد تغذيه‌اي و اجباري كردن استانداردهاي موادغذايي مي‌باشد. در سند ملي تغذيه و امنيت غذايي كه در سال 1391 تدوين شده است، نقشه راه در افق 1404 با تأكيد بر پيشگيري و كنترل عوامل خطر تغذيه‌اي بيماريهاي غيرواگير از جمله کاهش مصرف قند ، نمک و چربی ، افزایش مصرف سبزی ومیوه و ارتقاء فرهنگ وسواد تغذیه ای مردم ترسيم شده است. همچنين توجه به تغذيه در مراكز جمعي و محيط‌هاي كار و بكارگيري كارشناس تغذيه بعنوان مسئول فني در رستورانها و حمايت از ايجاد رستورانهاي حامي سلامت، كنترل واردات موادغذايي و محدودكردن ورود مواد غذايي ناسالم و فاقد ارزش تغذيه‌اي، كنترل تبليغات موادغذايي و تنقلات کم ارزش غذایی، افزايش ماليات برای محصولات غذايي ناسالم و نوشابه‌هاي گازدار و تأمين اعتبارات لازم براي غني‌سازي شيرمدارس با ويتامين D برخي از الزامات عمده در دستيابي به اهداف اين برنامه و كاهش روند رو به گسترش بيماريهاي غيرواگير در كشور مي‌باشد. پنج رفتار کلیدی برای فعالیت بدنی مناسب: حداقل 30 دقیقه پیاده روی تند روزانه برای افراد بزرگسال و برای نوجوانان و کودکان 60 دقیقه فعالیت بدنی متوسط روزانه برای کنترل وزن در دامنه مطلوب و پیشگیری از اضافه وزن و چاقی توصیه می شود. در زمينه تحرك بدني اهم اقدامات و مداخلات بايد شامل اتخاذ سياستهاي مناسب در حمل و نقل و جابجايي مردم به گونه ايي كه ايمن و قابل دسترسي باشد ( مثلا در مدارس و محل هاي كار)، ارتقاء تسهيلات ورزشي و برنامه‌هاي مدرسه محور براي افزايش فعالیت بدني باشد.



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۴ | 11:52 | نویسنده : عباس یبلویی |

 

مقدمه :

سلامت انسان‌ها نقش مؤثري در توسعه و توانمندي جامعه دارد . . در اين ميان ، دانش‌آموزان به علت اينكه آينده‌سازان جامعه هستند و از منابع انساني هر جامعه محسوب مي‌شوند و نقش ويژه‌ا ي در انتقال مفاهيم بهداشتي و در نتيجه حفظ و ارتقاي بهداشت دارند، از اهميت خاصي برخوردارند .برنامه آموزش همسالان در قالب طرح بهداشتياران (دانش آموزان ابتدايي ) اولين تشكل گروهي بهداشتي دانش آموزان به منظوربكارگيري ،هدايت وساماندهي قابليتها واستعدادهاي ميليون ها دانش آموز درزمينه آموزش وتوانمند سازي دانش آموزان در مراقبت از خود وديگران مي باشد. اين تشكل در كليه فعاليت هاي بهداشتي مدرسه وجامعه همراه با ساير گروهها حضور فعال داشته وبعنوان يكي از مدافعان برنامه هاي ارتقاي سلامت در جامعه شناخته شده است .

اهميت برنامه

ضرورت وجودي هرگونه برنامه بهداشتي براي دانش آموزان ، ناشي از اين واقعيت است كه آنان اكثريت عظيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند و بدان جهت كه از اقشار آسيب پذير جامعه هستند، توجه به بهداشت و سلامتي آنان از اولويت خاصي برخوردار است . از سوي ديگر از آنجا كه همين گروه كنجكاو ترين ،‌پرنشاط ترين و بالنده ترين اقشار جامعه نيز مي باشند و هر كدام از آنان قادرند به عنوان يك پيك ، آموخته هاي بهداشتي خود را به خانواده و اجتماع منتقل سازند ، هر گونه سرمايه گذاري براي سلامتي آنان تاثير انكارناپذير و آثار ارزنده اي را در ساير بخشهاي توسعه ،‌بويژه ارتقاء سطح بهداشت عمومي جامعه بر جاي خواهند گذاشت . هر چند كودكان ابتدا در محيط خانه پرورش مي يابند و تحت مراقبتهاي پدر و مادر قرار مي گيرند،‌امافرآيندآشنا سازي آنان با دانش و رفتارهاي بهداشتي بصورت رسمي از مسووليتهاي مدرسه است . مدرسه مهمترين ارگان سازمان يافته اجتماعي است كه بايد با آموزش و پرورش اصولي به كودكان و نوجوانان ،‌فرصتي فراهم نمايدتا استعدادها و قابليت هاي بالقوه آنان شكوفا شده و در ايجاد محيطي سالم و زندگي مسوولانه و با نشاط ، خود نيز سهم مهمي را به عهده داشته و مشاركت نمايند.

موضوع آموزش همسالان در بخش آموزشهاي بهداشتي كه هدف عمده آن تغيير در رفتار و عادات غير بهداشتي افراد مي باشد ، بيشتر مورد تاكيد است . زيرا تا آموزش گيرنده در ايجاد تغييرات مورد نظر شخصاً مشاركت نداشته باشد ، كوششهاي مربي مثمر ثمر نخواهد بود . بدون ترديد كاهش منابع ، امكانات و اعتبارات بهداشتي و كمبود شديد نيروي انساني آموزش ديده در سطح جامعه موانع متعددي را درمسير توسعه خدمات و مراقبتهاي اوليه بهداشتي به آحاد جامعه ، بويژه قشر آسيب پذير دانش آموز ايجاد كرده است كه بايستي هر چه زودتر مرتفع گردد . زيرا دوران تحصيل مصادف با دوران سريع و حساس رشد و تكامل جسمي ،‌رواني ، عاطفي ، اجتماعي و معنوي كودكان بوده و چنانچه در اين دوران  اختلالي در حالت سلامتي آنان ايجاد گردد و در اولين فرصت كشف ، اصلاح و درمان نشود ، لطمات جبران ناپذيري بر آينده آنان وارد مي سازد .

برنامه بهداشت ياران مدارس بخشي از كمبودها را بويژه در بعد نيروي انساني جبران مي نمايد .

از آنجا كه دانش آموزان ،‌هركدام به عنوان بهترين رسانه آموزشي قادرند آموخته هاي خود را به خانواده خويش منتقل سازند ، لذا بطور غيرمستقيم  خانواده هانيز تحت پوشش آموزش هاي بهداشتي قرار خواهند گرفت و اين امر مسوولان و سياستگذاران بهداشت ملي كشور را در اجراي برنامه هاي توسعه و عرضه مطلوب تر خدمات بهداشتي در سطح جامعه بيشتر از گذشته ياري خواهد نمود ، اميد است در نتيجه اين مشاركت ازميزان بيماريهاي واگير و غير واگير كاسته شود، ‌سطح بهداشت عمومي و مدارس ارتقاء يابد و سلامتي به عنوان بهترين نعمت و سرمايه فردي و اجتماعي ، جايگاه و اهميت حقيقي خود را پيدا كند .

اهداف

هدف كلي :

تامين ، حفظ و ارتقاء سطح سلامت دانش آموزان مقطع ابتدایی  از طريق جلب مشاركت فعال آنان

اهداف جزئي :

-                 استفاده مطلوب از مهارتها وتجارب مراقبين سلامت در جهت تامين ، حفظ و ارتقاء سطح سلامتي دانش آموزان .

-                 استفاده از دانش آموزان به عنوان بهداشتياران در مدرسه ، خانواده و اجتماع به منظور ارتقاي سطح بهداشت عمومي .

-                 ايجاد روحيه همكاري ، همبستگي و رقابت مثبت بين دانش آموزان در زمينه فعاليت هاي بهداشت در مدرسه با رويكرد سلامت معنوي .

-                 ايجاد شور ، شوق و حركت بيشتر در مراقبين سلامت و ديگر دانش آموزان همسال جهت نيل به اهداف بلند مدت بهداشت مدارس.

-                 جلب مشاركت دانش آموزان و اولياء آنان درراستاي ارتقاي بهداشت مدارس .

-                 ارتقاي سطح آگاهي ،نگرش ومهارتهاي بهداشتي در دانش آموزان .

-                 آموزش مفاهيم بهداشتي به دانش آموزان با استفاده از رويكرد آموزش همسالان .

 

 

 

شرح برنامه

 

1-            سازماندهي تشكيلات :

 

1-1-   چارت تشكيلاتي بهداشتياران درمدرسه :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-1- نحوه انتخاب :

مراقب سلامت لازم است قبل ازتشكيل  گروهها،كليات و اهداف برنامه را براي كاركنان آموزشي و تمامي دانش‌آموزان شرح داده و آنان را به مشاركت و همكاري تشويق و ترغيب نمايد. بهداشت ياران از بين دانش آموزان علاقمند وبا هماهنگي معلمين ومعاونين واحدآموزشي انتخاب گردند.

-        انتخاب بهداشتياران كلاس و تربيت بدني از بين دانش‌آموزان علاقمند هر كلاس در هر پايه تحصيلي .

-        انتخاب بهداشتياران محيط ، مواد غذايي ،آموزشياران بهداشت وبهداشتياران سلامت معنوي واجتماعي از ميان كليه دانش‌آموزان علاقمند و داوطلب با توجه به معيارهايي مانند : توانايي جسمي ، استعداد و علائق فردي ، قابليت فراگيري، قدرت سازماندهي و داشتن مهارتهاي هنري. سپس مراقب سلامت در طي دوره آموزشي ، با توجه به معيارهاي ذكر شده اعضا را در گروههاي مربوطه جاي مي‌دهد.

3-1- تعداد اعضا :

تعداد افرادي كه در تشكيلات بهداشتياران انجام وظيفه مي‌نمايد. عبارتند از :

-        بهداشتياران كلاس : به ازاي هر كلاس يك بهداشتيار

-        بهداشتياران تربيت بدني :به ازاي هركلاس يك بهداشتيار

-        بهداشتياران محيط ، بهداشتياران مواد غذايي ، آموزشياران بهداشتوبهداشت ياران سلامت معنوي واجتماعيكل دانش آموزان مدرسه

 

4-1- مدت فعاليت:

اجراي برنامه از آبانماه تاپايان سال تحصيلي براساس جدول گانت ذيل مي باشد:

 

 

 

 

 

 

جدول گانت برنامه بهداشتياران

 

 

 

 
فعاليت 

مهر

آبان

آذر

دي

بهمن

اسفند

فروردين

ارديبهشت

خرداد

بررسي ومطالعه دستورالعمل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتخاب بهداشتياران و افتتاحيه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگزاري دوره هاي آموزشي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انجام امور محوله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزيابي بهداشتياران وانتخاب برگزيدگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 برگزاري اختتاميه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال گزارش به منطقه /شهرستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهداشتياران پس از انتخاب ،‌به مدت يكماه آموزش‌هاي لازم را در رابطه با شرح وظايف خود فرا مي‌گيرند وتاپايان سال تحصيلي انجام وظيفه مي‌نمايند.

*لازم به تذكر است كه با صلاح ديد مراقب سلامت و در صورت نياز،بهداشتياران عضو جديد جايگزين مي گردند .

5-1- شرح وظايف :

الف : آموزش يار بهداشت زير نظر مراقب سلامت وظايف زير را بر عهده مي‌گيرد :

-        استفاده از فناوري هاي نوين در آموزش سلامت و انتقال دانش به گروه همسالان و دانش‌آموزان ديگر (تهيه CD آموزشي و بلاگ بهداشتي، نقاشي، روزنامه ديواري ، تحقيق و پژوهش ، مقاله و ... )

-        اجراي برنامه‌هاي نمايشي و سرود در زمينه مسائل بهداشتي

-        كمك به مراقب سلامت  در برگزاري هر چه باشكوهتر ايام و مناسبت‌هاي خاص در طول سال

-        كمك به مراقب سلامت  در برپايي نمايشگاه و مسابقات علمي بهداشتي

-        جلب همكاري ساير دانش‌آموزان مدرسه در انجام فعاليت‌هاي هنري – بهداشتي

-        قرائت پيامهاي بهداشتي در مراسم صبحگاهي

-        بهره‌گيري از ظرفيت آموزشياران در جلسات آموزش اولياء و خانواده

انجام فعاليت‌هاي آموزشي - روزنامه ديواري –پمفلت - مقالهوبروشورمتناسببابيماريهايشايعفصلي

ب : بهداشتيار كلاس‌زير نظر مراقب سلامت  وظايف زير را به عهده مي‌گيرد :

-        كنترل و نظارت بر بهداشت فردي دانش‌آموزان بصورت هفتگي

-        كنترل و نظارت بر بهداشت محيط كلاس

-        گزارش علل و مدت غيبت دانش‌آموزان كلاس

-        بكارگيري دانش‌آموزان كلاس در تهيه و انجام فعاليت‌هاي هنري بهداشتي (نقاشي ، پوستر ، روزنامه ديواري و ... )

-        همكاري با مراقب سلامت در انجام كمك‌هاي اوليه به هنگام بروز حوادث در حد توان

-        انتقال اطلاعات بهداشتي به ساير دانش‌آموزان و خانواده

-        ارائه گزارش موارد فوق به مراقب سلامت  (طبق چك ليست هاي پيوست )

ج : بهداشت يار محيط زير نظر مراقب سلامت  وظايف زير را به عهده مي‌گيرد :

-        كنترل و نظارت بر جمع‌آوري و دفع صحيح زباله در محيط مدرسه

-        بررسي وضعيت ايمني وشناسايي نقاط خطر خيز واحد آموزشي وگزارش به مراقب سلامت

-        گزارش موارد غيربهداشتي محيط و اطراف مدرسه

-        آموزش  اطلاعات بهداشتي به  ساير دانش‌آموزان و خانواده

-        نظارت بر وضعيت فضاي سبز واحد آموزشي

-        ارائه گزارش موارد فوق به مراقب سلامت  (طبق چك ليست هاي پيوست )

 

ح: بهداشتيارمواد غذايي زيرنظر مراقب سلامت  وظايف زير را به عهده مي‌گيرد :

-        كنترل مواد غذايي موجود در پايگاه تغذيه سالم و گزارش  به مراقب سلامت مدرسه

-        آموزش و فرهنگ‌سازي در خصوص ميان وعده سالم و مصرف صبحانه (لقمه سالم خانگي ) 

-        گزارش دهي به مراقب سلامت در خصوص عرضه موادغيربهداشتي در اطراف مدرسه

-        نظارت بر دفع صحيح مواد و پس مانده غذايي و گزارش به مراقب سلامت مدرسه

-        انتقال اطلاعات بهداشتي به ساير دانش‌آموزان و خانواده

 

 

خ: بهداشت يار سلامت معنوي واجتماعي زيرنظر مراقب سلامت وظايف زيررا به عهده مي گيرند :

-        اشاعه فرهنگ معنويت  بين  دانش آموزان به عنوان يك عامل تامين سلامت در جامعه

-        آموزش برقراري ارتباط سالم با همسالان وجامعه

-        اجراي فعاليت هايي براي تقويت سلامت معنوي واجتماعي

-        تهيه روزنامه ديواري ،مقاله وبروشور با موضوع سلامت معنوي واجتماعي

-        ارتقاي سلامت معنوي واجتماعي با استفاده از رسانه هاي آموزشي

-        آموزش پيشگيري ومقابله با بيماريهاي روحي ورواني وجسماني باتوجه به آموزه هاي ديني

د :  بهداشت يار تربيت بدني :

-        انجام حركات ورزشي با دانش آموزان در مراسم صبحگاهي

-        همكاري در اجراي مسابقات ورزشي

-        ارائه توصيه هاي بهداشتي به دانش آموزان (بهداشت فردي –نكاتايمني )برايانجامحركاتورزشي

 

 

6-1- علامت مشخصه هر بهداشتيار :

با استفاده از خلاقيت هاي استاني پوشش ويژه (كاور)به صورت استاني با درج لوگوي كشوري بهداشتياران براي گروه هاي پنجگانه به عنوان مشخصه شناسايي بهداشتياران تهيه مي گردد .

برنامه ريزي آموزشي :

1-2- زمان آموزش :

از اول تا پايان آبان ماه آموزش هاي عمومي و هر 2 هفته يكبار آموزش در خصوص سرفصلهاي ارانه شده انجام مي گيرد .

2-2- محتواي آموزشي :

بر اساس سرفصلهاي ارسالي از ستاد و با در نظر گرفتن شرايط فرهنگي ، بومي و محلي ،‌اصول اخلاقي و ارتباط دوستانه بهداشت ياربا ساير دانش آموزان  ارائه گردد .

الف: آموزشهاي عمومي (‌بر اساس سرفصلهاي تعيين شده )‌

سرفصلهاي مواد آموزشي عبارتند از :

-        آموزش مفاهيم پايه سلامت معنوي به دانش آموزان

-        روش اشاعه فرهنگ معنويت  بين  دانش آموزان به عنوان يك عامل تامين سلامت در جامعه

-        آموزش پيشگيري ومقابله با بيماريهاي روحي ورواني وجسماني باتوجه به آموزه هاي ديني

-        نقش رسانه در سلامت

-        آشنايي با بهداشت فردي ( پوست ، مو ، دهان و دندان ، چشم ،‌گوش ،‌قلب و ... )

-        آشنايي مختصر با بيماريهاي شايع در مدارس و چگونگي شناسايي دانش آموزان بيمار

-        آشنايي با اصول و موازين بهداشت محيط

-        اهميت رعايت بهداشت در سرويسهاي بهداشتي

-        آموزش در خصوص تغذيه سالم وشناخت مواد غذايي مجاز وغير مجاز

-        اهميت ورزش وتحرك جسماني در سلامتي

-        آموزش سبك زندگي سالم وعادات مناسب

3-نحوه ارزشيابي :

ارزشيابي بر اساس موارد ذيل صورت مي پذيرد:

-        انجام فعاليت هاي محوله بر اساس شرح وظايف

-        تكميل چك ليست هاي پيوستي به صورت ماهانه و پيگيري نواقص

-        خلاقيت و ابتكار در اجراي فعاليت هاي بهداشتي

فرد ارزيابي كننده  به كسي گفته كه آموزش فعاليت هاي بهداشتي را بر عهده دارد ( مراقبت سلامت –مديريارابطبهداشت )‌

2-3- تشويق :

جهت موفقيت هر چه بيشتر و بهتر برنامه ، لازم است در فرصتهاي ممكنه و به صور مختلف از كليه بهداشتياران تشويق و تقديربه عمل آيد .

الف: تشويق بهداشتياران از طريق :

-        معرفي بهداشتيار نمونه در كلاس و سر صف در پايان هر ماه

-        اهداء جوايز به بهداشتيار نمونه

-        اختصاص دادن قسمتي از نمره انضباط دانش آموز به مراقب سلامت

-        معرفي بهداشتيار نمونه به منطقه و استان جهت شناسايي و تقدير ايشان درهفته سلامت به صورت كشوري

 

 

 

چک لیست آموزش يار بهداشت

توضيحات وپيگيري

عنوان

 

آيا تابلو مخصوص فعالیت های آموزش سلامت در  مدرسه وجود دارد؟ 

بله £            خیر  £

 

آيا مطالبي آموزشي در تابلو به طور مرتب (2 هفته يكبار) و متنوع نصب مي گردد ؟

بله £            خیر  £

 

آیا  پيامهاي بهداشتي روزانه در مراسم صبحگاه قرائت مي شود ؟ 

بله £            خیر  £

 

آیا  فعاليتهايي جهت گراميداشت مناسبت هاي بهداشتي در مدرسه انجام مي گردد؟                                         

بله £            خیر  £

پيشنهادات در خصوص اجراي برنامه هاي آموزشي (همايش ،مسابقات ،روزنامه و...)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چک لیست  بهداشت يارمحیط

توضيحات و پيگيري






عنوان

 

توالت ها  و دستشویی ها نظافت مناسب دارند ؟

بله £            خیر  £

 

دفع قاضلاب، سالم و بهداشتی است؟

بله £            خیر  £

 

آيا سطل زباله درب دار با كيسه زباله در تمامي كلاسها وجود دارد؟

بله £            خیر  £

 

محیط مدرسه(كلاسها ،حياط ،نمازخانه و...) نظافت مناسب دارند  ؟

بله £            خیر  £

 

آيا در مدرسه عامل خطر سازي وجود دارد؟

بله £            خیر  £

 پيشنهاد ات در خصوص بهبود بهداشت محيط (زيبا سازي وفضاي سبز)

 

 

 

 

 

 

 

چك ليست بهداشت يار كلاس

توضيحات وپيگيري

عنوان

 

آیا دانش آموزان از بهداشت فردي مناسب برخوردار هستند  ؟

 بله £    خیر  £

 

آیا فضاي كلاس داراي نظافت مناسب است ؟  

بله £    خیر  £

 

آیا كلاس داراي سطل زباله درب دار با كيسه نايلوني مي باشد ؟     

بله £    خیر  £

 

آیا  دانش آموز بيماري در كلاس حضور دارد ؟

بله £    خیر  £

 

آیا دانش آموز ي به دليل بيماري غيبت داشته است ؟

بله £    خیر  £

 پيشنهادات:

 

 

 

 

 

 

چک لیستبهداشت يار  تغذیه

توضيحات و پيگيري

عنوان

 

آیا در مدرسه فضای مناسبي به عنوان پایگاه تغذیه سالم   وجوددارد؟

بله £            خیر  £

 

آيا  فروشنده  پایگاه تغذیه سالم داراي كارت صحت سلامت با تاريخ اعتبار مي باشد ؟

بله £            خیر  £

 

 آيا موادخوراكي غیر مجاز در پایگاه تغذیه سالم وجود   دارد ؟

بله £            خیر  £

 

آيا فروشنده  پایگاه تغذیه سالم  از بهداشت فردي مناسب (روپوش تميز،دستكش يكبار مصرف و...) برخوردار مي باشد  ؟

بله £            خیر  £

 پيشنهادات

 

 

 

 

 

چک لیست  بهداشتيار  تربيت بدنی

توضيحات وپيگيري

 

 

عنوان

 

آیا  ورزش صبحگاهي در مدرسه انجام مي گردد؟

بله £            خیر  £

 

آیا دانش آموزان معاف از ورزش شناسايي شده اند ؟

بله £            خیر  £

 

آیا فضاي مناسب و ايمن جهت انجام فعالیت های ورزشی دانش آموزان در مدرسه وجود دارد؟

بله £            خیر  £

 پيشنهادات:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چك ليست بهداشت يار سلامت معنوي واجتماعي

توضيحات وپيگيري

عنوان

 

آيا عناوين آموزش سلامت معنوي (احاديث وروايات )درتابلو سلامتمدرسه وجود دارد؟ 

بله £            خیر  £

 

آيا مطالب آموزش سلامت معنوي واجتماعي در تابلو به طور مرتب (2 هفته يكبار) و متنوع نصب مي گردد ؟

بله £            خیر  £

 

آیا  پيامهاي بهداشتي سلامت معنوي(احاديث ، روايات و........)هفتگي در مراسم صبحگاه قرائت مي شود ؟ 

بله £            خیر  £

 

آیا  فعاليتهايي با موضوع سلامت معنوي (مسابقه ، همايش و.........)در مدرسه انجام مي گردد؟                                         

بله £            خیر  £

پيشنهادات در خصوص اجراي برنامه هاي آموزشي (همايش ،مسابقات ،روزنامه و...)

 

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 20:34 | نویسنده : عباس یبلویی |

باسمه تعالی

سپاس خدای را که به ما دانش آموزان زندگی و سلامتی عطا فرمود تا درس بخوانیم وبه کشورمان خدمت کنیم. ما بهداشتیاران دبستان دانش داران پیمان می بندیم که وظایف خود را درحفظ و بالا بردن سطح سلامت دوستان خود به خوبی انجام دهیم. ما امید واریم با یاری یکدیگر و با بکار گیری  دستورات بهداشتی از سلامتی خود، خانواده و اجتماع خویش، مراقبت نموده تا جامعه ای سالم و سازنده برای پیشرفت ایران اسلامی داشته باشیم.

برقرار باد سلامتی، پاینده جمهوری اسلامی ایران



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 20:32 | نویسنده : عباس یبلویی |
 

«ايمني غذا»، از مزرعه تا سفره؛ شعار بهداشتی سال 94 شد

  •  
«ايمني غذا»، از مزرعه تا سفره؛ شعار بهداشتی سال 94 شد
 

هفته سلامت با شعار عزم ملي مسولین دولتی، کشاورزان، تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، متخصصان بهداشت و سلامت و همچنین مصرف کنندگان براي دسترسي عادلانه به خدمات سلامت از ۷-۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ برگزار می شود.

 

به گزارش خبرگزای کشاورزی ایران(ایانا)، شعار بهداشتی سال 1394 با نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که البته الهام گرفته و در همسویی با شعار سال 2015 سازمان جهانی بهداشت است با نام "ايمني غذا، از مزرعه تا سفره" نامگذاری شد.

 

با توجه به افزایش تولید مواد غذایی بی کیفیت و نامطلوب توسط تولید کنندگان و سوء استفاده از نیازهای تغزیه ای مردم به نظر می آید که این شعار می تواند در ارتقای سطح آگاهی مصرف کنندگان و به طبع آن افزایش بهداشت تغزیه ای جامعه روند مطلوبی را ایجاد نماید و منجر به توجه ویژه مردم و مسئولین به این مهم شود.

 

همچنین هفته سلامت نیز در سال جدید با شعار "عزم ملي براي دسترسي عادلانه به خدمات سلامت" از 1 تا 7 اردیبهشت برگزار خواهد شد، که روز شمار این هفته به شرح زیر است:

 

سه‌شنبه 1 ارديبهشت 94: سلامت و ارتقاي ايمني غذا

 

 چهارشنبه 2 ارديبهشت 94: سلامت و سبك زندگي ايراني- اسلامي

 

پنج‌شنبه 3 ارديبهشت 94: عدالت در سلامت و ارتقاي خدمات بهداشتي- درماني

 

 جمعه 4 ارديبهشت 94: سلامت، آموزش همگاني و خودمراقبتي

 

 

 

شنبه 5 ارديبهشت 94: سلامت و مشاركت‌هاي اجتماعي

 

 يكشنبه 6 ارديبهشت 94: سياست‌هاي كلي سلامت، همكاري بين‌بخشي

 

 

 

دوشنبه 7 ارديبهشت 94: اقتصاد سلامت و توسعه سرمايه‌گذاري

 

به گزارش ایانا، بر اساس اطلاعیه سازمان جهانی بهداشت مواد غذایی ناسالم باعث مرگ 2 میلیون نفر درسال می شوند که عمده این تعداد را هم کودکان تشکیل می دهند. مواد غذایی حاوی باکتری های مضر، ویروس ها، انگل ها و یا مواد شیمیایی، مسئول بروز بیش از 200 بیماری - از اسهال گرفته تا سرطان - هستند.

تهدیدات جدید برای ایمنی مواد غذایی به طور مداوم در حال ظهور و بروز هستند و تغییر در شیوه تولید، توزیع و مصرف مواد غذایی، تغییر در محیط زیست، ظهور عوامل بیماری زای جدید، مقاومت ضد میکروبی، همه این ها سیستم ایمنی مواد غذایی را به چالش کشیده اند؛ کما این که افزایش سفر وتجارت هم، احتمال شیوع آلودگی ها را افزایش داده است.

بر پایه این گزارش، از آنجا که عرضه مواد غذایی به طور فزاینده ای در حال جهانی شدن است و این نیازمند توجه بیش از پیش به سیستم ایمنی مواد غذایی در میان کشور ها است، لذا سازمان جهانی بهداشت، شعار خود را در سال 2015 بهبود ایمنی مواد غذایی از مزرعه تا بشقاب (همیشه و همه جا) قرار داده است.

بر اساس این کمپین، WHO به کشورها، در پیشگیری، شناسایی، و درمان بیماری های غذا زاد کمک می کند و در این ارتباط باید استانداردها و دستورالعمل های بین المللی، برای پوشش فرایندهای اصلی غذایی، تهیه گردد. همراه با سازمان غذا وکشاورزی ملل متحد (FAO)، سازمان جهانی بهداشت از طریق شبکه اطلاع رسانی جهانی ، به کشورها در مورد ایمنی مواد غذایی اعلام خطر می کند.

 

World Health Day 2015 poster

فرمت دیگری از پوستر سازمان جهانی بهداشت

 

5 نکته کلیدی سازمان جهانی بهداشت برای غذای سالم

ایمنی غذایی یک مسولیت مشترک است. از کشاورزان و تولیدکنندگان گرفته تا ،فروشندگان و مصرف کنندگان.

5 نکته کلیدی، برای راهنمایی فروشندگان و مصرف کنندگان غذای سالم و ایمن که از سوی who تعریف شده است:

نکته اول: تمییز نگه داشتن

نکته دوم: جدا نگه داشتن مواد غذایی خام از مواد غذایی پخته

نکته سوم: پختن کامل مواد غذایی

نکته چهارم: پختن غذا با درجه حرارت مناسب

نکته پنجم: استفاده از آب و مواد غذایی سالم

روز جهانی بهداشت (2015) فرصتی است تا به مسولین دولتی، کشاورزان، تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، متخصصان بهداشت و سلامت و همچنین مصرف کنندگان، در مورد اهمیت ایمنی مواد غذایی و هر چیزی که در احساس امنیت و اعتماد به غذای داخل بشقاب نقش دارد، هشدار داده شود./

 



تاريخ : دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ | 12:17 | نویسنده : عباس یبلویی |

اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.
علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت. اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود.
علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت. اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.

اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود. در حالی که نظریه فروید بر جنبه‌های روانی- جنسی رشد تمرکز دارد، افزوده‌های اریکسون در مورد عوامل موثر دیگر، به تعمیق و گسترش نظریه روانکاوی کمک شایانی نموده است. او همچنین سهم مهمی در درک امروزی ما از چگونگی شکل‌گیری و رشد شخصیت در طول دوره زندگی دارد. 
اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود Ego-psychologist معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فراخود" اهمیت کمتری قایل بود  اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.  

فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.
دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود. در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
سومین اصل بسط‌ یافته فرویدی، اعتقاد اریکسون به تاثیر فرهنگ، اجتماع و تاریخ بر شکل‌گیری کل شخصیت بود. انسان‌ها به طور کامل، تحت تاثیر نیروهای زیست‌شناختی که در دوران کودکی فعال هستند، قرار نمی‌گیرند اریکسون می‌گفت، فروید از اهمیت تجارب کودکی در جریان پرورش و روابط اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی موثر بر رشد "خود" غافل مانده و به آن کم‌توجهی کرده است. او پاسخگویی صحیح به مشکلات حاصل از تعاملات اجتماعی کودک را ضامن رشد روانی آینده کودک می‌دانست و معتقد بود شکست در تعاملات اجتماعی، در هر مرحله یا دوره‌ای از رشد، از مهمترین موانع به شمار می‌رود نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است. اریکسون نیز همانند فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد، طی مراحلی رشد می‌یابد.
نظریه اریکسون برخلاف نظریه مراحل روانی-جنسی فروید، به تشریح تاثیر تجربه اجتماعی در تمام طول عمر می‌پردازد. برخلاف پياژه كه بر رشد شناختي تأكيد دارد ، اريكسون بر ابعاد عاطفي و اجتماعي رشد تكيه ميكند . شايد بتوان نظريه ي پياژه در رشد شناختي و نظريه ي اريكسون در رشد عاطفي و اجتماعي را مكمل يكديگر دانست زيرا هريك از آن ها يك جنبه ي مهم از ابعاد روان شناسي را مورد دقت و بررسي قرار داده اند .

خود اريكسون نيز در يكي از مصاحبه هايش , يافته هاي خويش را با تحقيقات پياژه مربوط كرده و گفته است (( گويي آنان يك فرش را از دو سوي مختلف مي بافته اند )) . هرچند اريكسون مانند فرويد به روش تحليل رواني تأكيد داشته , اما ديدگاه اريكسون با ديدگاه فرويد تفاوت هاي بسيار دارد و نظريه ي تحليل رواني اريكسون فاصله ي زيادي با مكتب روانكاوي فرويد دارد .
پژوهش ها و نوشته هاي اريكسون تحليل رواني را گسترش داد و آن را با زمينه هاي مهم ديگر مانند مردم شناسي فرهنگي و روانشناسي و رشد كودك و مطالعه تاريخي انسان و ادبيات و هنر در هم آميخته است . نوشته هاي اريكسون مانند روانكاوان , همراه با توصيف و تبيين هاي موردي است كه درباره ي كودكان , نوجوانان و بزرگسالاني كه داراي مسائل و مشكلات عاطفي و رواني داشتند , صورت گرفته است اريكسون معتقد است كه ((من)) علاوه بر نقش واسطه اي كه بين (( نهاد1)) و ((من برتر2)) دارد , داراي يك عملكرد شناختي ارثي است .

به اين علت اريكسون را از جمله ي ((روانشناسان من )) به حساب مي آورند . به نظر او هر پديده ي رواني را بايد در سايه ي ارتباط متقابل بين عوامل زيستي و معيارهاي رواني و اجتماعي , حتي تجربه هاي شخصي مورد مطالعه قرار داد .  محور نظريه ي ((رشد من)) در انسان مطابق نظريه ي اريكسون اين است كه رشد و تكامل هر فرد يك رشته مراحل مشخص و جهان شمول دارد كه درتمام افراد بشر موجود است .

اصل حاكم بر اين جريان اپي ژنتيك نام دارد ؛ يعني نخست شخصيت انسان , براساس مراحل از پيش تعيين شده واستعدادهاي او رشد مي كند . منظور وي اين بود كه مراحل رشد بوسيله ي عوامل ارثي تعيين مي شود پسوند اپي به معني بستگي است؛رشد به عوامل ژنتيكي بستگي دارد .
اين استعداد رشد در آمادگي انسان براي تحريك به طرف محركها , بروز آگاهي و ارتباط متقابل با عوامل وسيع و مختلف اجتماعي ظاهر مي شود ؛ دوم اينكه شرايط فرهنگي و اجتماعي طوري ساخته شده است كه بتواند اين ظرفيتها و گرايش هاي بالقوه را شكوفا و محافظت كند و شرايط ممكن را براي به وجود آمدن مراحل رشد , تسريع كند. به نظر اريكسون , انسان در هر يك از مراحل رشد با يك بحران رواني اجتماعي4 روبروست . چون حل كردن اين بحران ها اساس نظريه ي اريكسون را تشكيل مي دهد . درصورتي كه فرد , اين بحران ها را حل كند , اين امكان را مي يابد كه با مسائل بزرگتر رواني درگير شود و سلامت رواني خود را تأمين كند و در غير اينصورت سلامت رواني او به خطر مي افتد .
منظور از بحران يك نقطه ي عطف در مرحله اي از زندگي است؛ يعني يك دوره ي مهم از زندگي كه هم دشوار است و هم امكان غلبه كردن بر آن وجود دارد. اين بحران رواني كه در هريك از مراحل رشد فرد پيش مي آيد , يك جزء مثبت و يك جزء منفي دارد . مثلاً آسايش خاطر و عدم آسايش خاطر دو نوع از تجربه هاي رواني متضاد , دوره ي شيرخوارگي كودك است . همچنين در هريك از مراحل رشد , دو نيروي متضاد وجود دارد كه يكي انسان را پيش ميبرد و ديگري او را عقب مي راند , نيروي پيش برنده در واقع انگيزه ي رشدي است كه شامل نياز دروني انسان براي زندگي و بدست آوردن تعادل و توازن مي شود . اما نيروي عقب برنده در جهت عكس انگيزه ي زندگي عمل مي كند ويرانگر است . اين دو نيرو در تمام مراحل رشد و در طول زندگي انسان فعالند.  

نظریه اریک اریکسون در مورد رشد بزرگسالی
رشد آدمی با رسیدن به بلوغ به پایان نمی‌رسد، بلکه جریانی است که مداوم بوده و از تولد تا بزرگسالی و حتی پیری را دربر می‌گیرد. تغییرات بدنی معمولا در طول زندگی ادامه می‌یابد و بر سایر جنبه‌های شخصیتی و رفتاری فرد تاثیر می‌گذارد. هرچند برخی روان شناسان رشدی در میان مراحل رشد تنها تا مرحله بلوغ پیش رفته‌اند که زیگموند فروید از جمله آنهاست، اما روان شناسان دیگر تداوم رشد را حتی تا دوره سالمندی پیگیری کرده و وجود آن را تائید کرده‌اند.

اریک اریکسون یک نظام هشت مرحله‌ای برای رشد آدمی تعیین کرده است.
وی این مراحل را مراحل روانی اجتماعی می‌نامد، چرا که معتقد است تحول روانی فرد بستگی به روابط اجتماعی خاصی دارد که وی در زمانهای گوناگون در سراسر زندگی خود برقرار می‌کند. وی معتقد است فرد در هر یک این مراحل با بحرانهایی مواجه می‌شود که ناگزیر از حل آنهاست. حل نشدن این بحرانها معمولا مشکلاتی را برای فرد ایجاد می‌کند.
صمیمیت در برابر کناره‌جوئی ویژه اوایل بزرگسالی و زایندگی در برابر در خود فرورفتگی بحرانهای دوره میانسالی هستند. توانایی برقراری پیوندهای صمیمانه در اوایل بزرگسالی و علاقمندی به امور خانواده، جامعه و نسل آینده به سلامت روان و شخصیت فرد کمک خواهد کرد. ویژگیهای رشدی دوره بزرگسالی
ورود به دوره بزرگسالی معمولا همراه با انتخاب شغل و همسر است. صمیمیت در این سالهای نخستین به معنای علاقمندی به دیگران و داشتن تجارب مشترک با آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هرچند از لحاظ این ویژگی نیز بین افراد این دوره تفاوت وجود دارد، بطوری که با توجه به برخی ویژگیهای شخصیتی و تجارب قبلی زندگی صمیمیت جایگاه ویژه‌ای برای برخی از افراد دارد. در حالی که برای برخی دیگر چندان حائز اهمیت نیست، بطوری که این افراد حتی تمایلی به ازدواج نشان نمی‌دهند، اما بطور کلی در اکثریت افراد این دوره و به ویژه در اوایل بزرگسالی صمیمیت و نیاز به آن، ایجاد پیوند ازدواج را فراهم می‌سازد.
در این دوران رشد جسمی هرچند نسبت به سالهای قبل از سرعت کمتری برخوردار است و ما شاهد تغییرات جسمی از آن دسته که در سالهای کودکی و نوجوانی دیده می‌شود، نیستیم، اما رشد متوقف نشده و بروز تغییرات با آهنگ کندتری ادامه دارد. رشد فکری و رشد روانی کم کم به حالت پختگی نزدیکتر می‌شود، جریان فکر حول و حوش مسائل عمیق‌تر می‌چرخد و فرد دید دقیق و عمیق‌تری نسبت به زندگی پیدا می‌کند. هرچند در این رابطه باز میان افراد تفاوتهایی وجود دارد و افراد مختلف در سنین مختلف به آن حد رشدی فکری پخته بزرگسالی دست پیدا می‌کنند و گاه ممکن است برخی افراد آن پختگی لازم را هرگز بدست نیاورند.
بزرگسالی در کنار تغییراتی که برای فرد به همراه دارد، نقشها و مسئولیتهای جدیدی را برای فرد ایجاد می‌کند. پس از ازدواج زن و مرد باید بیاموزند که خود را با ضرورتها و مسئولیتهای جدید انطباق دهند. با تولد فرزند این دامنه وسیعتر می‌شود و مسئولیتهای آنها بیشتر می‌گردد. نقش همسری، نقش پدر یا مادری، نقش شغلی از نقشها و مسئولیتهای اصلی این دوران هستند. با توجه به دیگر ویژگیهای شخصیتی برخی افراد نقشهای متعدد دیگری برای خود ایجاد می‌کنند، مثل عضویت در گروههای خاص فرهنگی، ورزشی، علمی و... و فعالیتهای دیگر.
سنین میانی بزرگسالی یعنی حدود 50-40 سالگی بارورترین دوره زندگی افراد به شمار می‌رود. روان شناسان مختلف از جمله یونگ اهمیت ویژه‌ای به سن 40 سالگی قائل بودند و معتقد بودند که در این حول و حوش افراد می‌توانند به هماهنگی کامل فکری دست پیدا کنند.
مردها در سنین 40-50 سالگی در اوج فعالیتهای شغلی خود هستند. زنها نیز که معمولا بچه‌هایشان بزرگتر شده‌اند، مسئولیت کمتری در خانه دارند و بنابراین می‌توانند وقت بیشتری را صرف یک کار حرفه‌ای یا فعالیتهای اجتماعی بکنند. در واقع این همان گروه سنی است که خواه از نظر قدرت و خواه از نظر مسئولیت جامعه را می‌گرداند.
فعالیت و زایندگی و ثمربخشی فرد در این دوره حائز اهمیت فراوانی است. هم از لحاظ احساس رضایت و خشنودی که در همین دوره برای فرد ایجاد می‌کند و هم از لحاظ تاثیری که بر بهداشت روانی دوران سالمندی دارد. سالمندانی که در این دوران باروری بیشتری داشته و احساس رضایت از گذشته خود می‌کنند، سالمتر و شادابتر از بقیه سالمندان هستند که احیانا رضایتی از این دوران نداشته‌اند.

بحرانهای دوه بزرگسالی
در این دوران نیز همچون دوران رشدی دیگر به سبب تغییراتی که در فرد اتفاق می‌افتد، بحرانهایی مطرح بوده است. یکی از مراحل مهم بحرانی، مرحله انتقال به بزرگسالی است که حول و حوش 30 سالگی برای فرد اتفاق می‌افتد. در برخی افراد این بحران با شدت بیشتری دیده می‌شود. فرد معمولا تلاش می‌کند، انتخابها و تصمیمهای خود را مرور و وارسی کند و درستی یا نادرستی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. در صورتی که فرد انتخابها و اعمال گذشته خود را مطابق با معیارهای فعلی خود ارزیابی نکند، دچار آشفتگی‌هایی می‌شود. واکنشهای افراد در مقابل این ارزیابی‌ها متفاوت است. برخی افراد به چالشهایی دست می‌زنند تا به طریقی این بحران را پشت سر بگذارند.
بحران دیگر به بحران میانسالی معروف است که حول و حوش 40 سالگی اتفاق می‌افتد و در صورتی که به شیوه مناسبی حل و فصل شود، تغییرات ثمربخشی را به ویژه از لحاظ روانی _ فکری و دیگر فعالیتها برای فرد به همراه خواهد داشت. توجه به این نکته مفید خواهد بود، اگر بدانیم که اکثر نظریات معروف در این دوران ارائه شده است. سن 40 سالگی هم از لحاظ پژوهشهای روان شناختی و هم از دید ادیان اهمیت ویژه‌ای دارد.
یکی از عناصر اصلی در نظریه مراحل روانی-اجتماعی اریکسون، رشد هوّیت خود ( ego identity ) است.
«هویت خود»، حس آگاهانه خود است که ما از طریق تعاملات اجتماعی رشد می‌دهیم. به گفته اریکسون، «هویت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می‌آوریم، دائماً تغییر می‌کند. اریکسون همچنین عقیده داشت که علاوه بر «هویت خود»، یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهد. هر مرحله در نظریه اریکسون به صلاحیت یافتن و شایسته شدن در یک محدوده از زندگی مربوط است. اگر یک مرحله به خوبی پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهد کرد. و اگر یک مرحله به طور ضعیفی مدیریت شود، حس بی‌کفایتی در شخص پدید خواهد آمد. اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرو می‌شوند که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود.

به عقیده اریکسون، این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند. در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر، برای شکست و ناکامی.  

 نظريه شخصيت اريكسون Erikson’s personality theory
اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود((Ego-psychologist معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فراخود" اهمیت کمتری قایل بود.[1]
اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.
فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.
دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود.
در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
سومین اصل بسط‌ یافته فرویدی، اعتقاد اریکسون به تاثیر فرهنگ، اجتماع و تاریخ بر شکل‌گیری کل شخصیت بود. انسان‌ها به طور کامل، تحت تاثیر نیروهای زیست‌شناختی که در دوران کودکی فعال هستند، قرار نمی‌گیرند.[2]
اریکسون می‌گفت، فروید از اهمیت تجارب کودکی در جریان پرورش و روابط اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی موثر بر رشد "خود" غافل مانده و به آن کم‌توجهی کرده است. او پاسخگویی صحیح به مشکلات حاصل از تعاملات اجتماعی کودک را ضامن رشد روانی آینده کودک می‌دانست و معتقد بود شکست در تعاملات اجتماعی، در هر مرحله یا دوره‌ای از رشد، از مهمترین موانع به شمار می‌رود.[3]
 
به طور کلی خصوصیات بارز نظریه اریکسون عبارتند از:
1- تکیه بر تغییرات رشدی و تکاملی انسان در تمام طول عمر
2- تمرکز بر انسان سالم نه انسان بیمار
3- توجه به حساسیت و اهمیت هویت در انسان
4- کوشش برای درآمیختن یافته‌های تجربی و بالینی با بینش تاریخی و فرهنگی، به منظور توجیه بهتر شخصیت انسان.[4]
 
اریکسون استدلال می‌کند که، جریان رشد از طریق مراحل مختلف به وسیله فرایندی کنترل می‌شود که او آن را اصل اپی‌ژنتیک رشد ((epigenetic principle of maturation نامید. منظور او از این اصل، آن است که گام‌ها یا مراحل رشد، به وسیله عوامل ارثی یا ژنتیک تعیین می‌شوند. علاوه بر این، اریکسون بر نقش نیروهای محیطی و اجتماعی نیز تاکید می‌کرد. پس به طور کلی به نظر وی، رشد تحت تاثیر دو عامل فطری و اکتسابی یعنی متغیرهای فردی و موقعیتی قرار دارد.[5]
اصل اپی‌ژنتیک که محور اصلی نظریه اریکسون است، اشاره به این دارد که رشد و تکامل تمام انسان‌ها در قالب سلسله مراحل مشخص و جهان‌شمولی صورت می‌گیرد.   
اریکسون این اصل را به شکل زیر تعریف کرده است:
1- شخصیت انسان بر گام‌های از پیش‌ تعیین شده و بالقوه‌ای استوار است. این گام‌ها او را برای آگاهی یافتن و ایجاد ارتباط متقابل با عوامل اجتماعی گسترده و مختلف تحریک می‌کنند.
2- اجتماع به نحوی ساخته شده است که بتواند گنجایش‌ها و گرایش‌های بالقوه شخصیت را شکوفا سازد و از آن‌ها محافظت کند و ایجاد شرایط زمانی و مکانی لازم را تا حد ممکن سرعت بخشد.[6]
 
اصل اپی‌ژنتیک نشان می‌دهد که، رشد در مراحل متوالی روی می‌دهد و برای پیشرفت همواره رشد، هر مرحله باید به طور رضایت‌بخش حل و کامل شود. طبق این مدل اگر مرحله‌ای خاص از رشد به طور موفقیت‌آمیز حل نشود، تمامی مراحل بعدی ناسازگاری جسمی، شناختی، اجتماعی یا هیجانی را نشان خواهد داد.[7]
همان‌طور که ذکر شد، اریکسون برای توصیف رشد در تمام دوران، یک سلسله مراحل هشت‌گانه را پیشنهاد کرده است. وی این مراحل را روانی – اجتماعی نامید، چون معتقد بود که رشد روانی افراد به ارتباط اجتماعی تشکیل شده در دوره‌های مختلف عمر آن‌ها بستگی دارد.[8]
چهار مرحله اول نظریه وی، تا اندازه‌ای شبیه مراحل دهانی، مقعدی، آلتی و نهفتگی فروید هستند، ولی اریکسون بر خلاف فروید که بر جنبه جنسی مراحل توجه داشت، بیشتر بر مولفه‌های روانی – اجتماعی این مراحل توجه داشت.[9]
این مراحل از نظر زمانی ثابت نیستند و دارای رشد مستمرند. هر چند مرحله‌ای خاص ممکن است در زمانی خاص مسلط باشد، امکان دارد شخص مسایلی را از مرحله‌ای به مرحله بعدی منتقل سازد یا تحت استرس شدید به طور نسبی یا کامل به مرحله قبلی عقب‌نشینی کند.
هر یک از این مراحل با یک یا چند بحران درونی همراه هستند، بحران‌هایی که نقاط عطف تلقی می‌شوند و دوره‌هایی که شخص در حالت افزایش آسیب‌پذیری است.[10]
اریکسون معتقد بود که هر فرد، هر یک از این بحران‌ها را باید چنان موفقیت‌آمیز طی کند که برای انجام تکلیف روانی – اجتماعی مرحله بعد آماده باشد.[11]
  به عقیده اریکسون این بحران‌ها و تعارض‌ها دارای یک جزء مثبت و یک جزء منفی می‌باشند که یکی سازنده و موجب رشد شخصیت و دیگری مخرب و موجب اختلال رشد می‌شود.[12]
بنا به نظر وی هشت قابلیت اساسی وجود دارد که متناظر با مراحل رشد است؛ هر کدام از این قابلیت‌ها تنها هنگامی ظاهر می‌شوند که بحران هر دوره به طور مطلوبی حل و فصل شود. چهار قابلیتی که ممکن است در کودکی ظاهر شوند، امید، اراده، هدفمندی و شایستگی هستند. وفاداری در نوجوانی و عشق، توجه و خرد در بزرگسالی آشکار می‌شوند. این قابلیت‌ها تا اندازه بسیار زیادی به یکدیگر وابسته‌اند و هیچ‌ کدام نمی‌توانند تا تحکیم کامل و مطمئن قابلیت قبلی گسترش یابند.[13]
 
 مراحل هشت‌گانه نظریه اریکسون عبارتند از:

مرحله 1 رشد روانی- اجتماعی: اعتماد در برابر بی‌اعتمادی (تولد تا یک سالگی) نخستین مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون بین تولّد تا یک سالگی پدید می‌آید و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است.
به دلیل آن که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری می‌کند بستگی دارد. اگر اعتماد به نحو موفقیت‌آمیزی در کودک رشد یابد، او در دنیا احساس امنیت خواهد کرد. اگر پرستار ناسازگار، پس زننده یا از نظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد، به رشد حس بی‌اعتمادی در کودک کمک می‌کند. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که دنیا ناسازگار و غیرقابل پیش‌بینی است منجر می‌گردد.  
اریکسون معتقد بود، زیربنای شخصیت سالم را احساس اعتماد می‌سازد. اگر کودک حس اعتماد درونی و عمیق داشته باشد، دنیا را امن و باثبات و مردم را قابل اطمینان می‌بیند. این حس به چگونگی رابطه مادر و کودک و نحوه مراقبت او از کودک بستگی دارد.
مرحله 2 رشد روانی-اجتماعی: خودگردانی در برابر شرم و تردید(1 تا 3 سالگی) دومن مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون در دوران اولیه کودکی صورت می‌گیرد و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد. خودگردانی به احساس تسلط کودک بر خود و تکانه‌هایش مربوط می‌گردد. کودک در این دوره مستقل از والدین مهارت‌های حرکتی را می‌آموزد.
اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن، بخش حیاتی و ضروری این فرایند است. امّا استدلال اریکسون کاملاً با فروید متفاوت بود. اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می‌انجامد.
رویدادهای مهم دیگر در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباب‌بازی و لباس است.
کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سربگذارند، احساس امنیت و اطمینان می‌کنند. در غیر این صورت، حس بی‌کفایتی و شک به خود در آن‌ها باقی می‌ماند.
مرحله 3 رشد روانی-اجتماعی: 3- ابتکار در برابر احساس گناه (3 تا 5 سالگی)    اریکسون این دوره را سن بازی می‌نامد و معتقد است کودک در این دوره شدیدا اجتماعی شده است. در خلال سال‌های قبل از مدرسه، کودکان شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند.
کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند، حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری دیگران را پیدا می‌کنند. و آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت‌ها ناکام می‌مانند، حس گناه، شک به خود و کمبود ابتکار در آن‌ها باقی می‌ماند.
مرحله 4 رشد روانی-اجتماعی: کوشایی در برابر احساس حقارت (6 تا 11 سالگی) این مرحله، سال‌های اول مدرسه، تقریباً از 5 سالگی تا 11 سالگی را در برمی‌گیرد.
کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائی‌های خود می‌کنند.
کودکانی که توسط والدین یا معلمان تشویق و هدایت می‌شوند، حس کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی‌های خود در آن‌ها به وجود می‌آید.
آن‌هایی که از سوی والدین، معلمان یا هم‌سن و سال‌های خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نمی‌گیرند به توانایی خود برای موفقیت، شک خواهند کرد.
 مرحله 5 رشد روانی-اجتماعی: 5- هویت در برابر سردرگمی نقش (11 سالگی تا اواخر نوجوانی)[14]  در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس می‌کنند.
آن‌هایی که از طریق کاوش‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت کنند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و نیز حسی قوی نسبت به خود پشت‌سر می‌گذارند. و کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود و آینده نیز نامطمئن و گم‌گشته خواهند بود.   

اریکسون معتقد بود تکلیف عمده نوجوان کسب هویت است. یعنی یافتن پاسخی به این دو سوال: "من که هستم؟" و "چه می‌کنم؟" اریکسون بحران این دوره را بحران هویت نامید و آن را بخش جدایی‌ناپذیر رشد سالم روانی – اجتماعی دانست. وی معتقد بود این دوره را باید دوره نقش‌آزمایی دانست، دوره‌ای که فرد ممکن است برای شکل دادن به مفهوم یکپارچه‌ای از خود، رفتارها، عقاید و علایق گوناگونی را امتحان کند.[15]
مرحله 6 رشد روانی-اجتماعی: صمیمیت در برابر انزوا (21 سالگی تا 40 سالگی) این مرحله، دوران اولیه بزرگسالی، یعنی زمانی که افراد به کشف روابط شخصی می‌پردازند را در بر می‌گیرد.
اریکسون عیقده داشت که برقرار کردن روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد.
به یاد داشته باشید که هر مرحله بر پایه مهارت‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. اریکسون عقیده داشت که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابطشان نیز تمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قرار دارند.   بحران این دوره در خود فرورفتن و کناره‌گیری از روابط اجتماعی است. اخلاق که پدیده‌ای اجتماعی است نیز در اغلب فرهنگ‌ها در این مرحله به وجود می‌آید.

مرحله 7 رشد روانی-اجتماعی: باروری در برابر بی‌حاصلی (40 سالگی تا 65 سالگی) در دوران بزرگسالی، ما به ساختن زندگی خود ادامه می‌دهیم و تمرکزمان بر روی شغل و خانواده قرار دارد.
کسانی که در این مرحله موفق باشند، حس خواهند کرد که از طریق فعال بودن در خانه و اجتماع خود، در کار جهان مشارکت دارند. آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت ناموفق باشند، حس غیرفعال بودن، رکود و درگیر نبودن در کار دنیا را پیدا خواهند کرد.

مرحله 8 رشد روانی- اجتماعی: یکپارچگی در برابر پریشانی و رکود (بالای 65 سالگی) این مرحله مربوط به دوران کهنسالی است و بر بازتاب فعالیت‌های گذشته تمرکز دارد.
آن‌هایی که در این مرحله ناموفق هستند حس خواهند کرد که زندگیشان تلف شده است و بر گذشته افسوس خواهند خورد. در این حالت است که فرد با حس ناامیدی و ناخشنودی روبرو خواهد شد. کسانی که از دستاوردهای گذشته خود در زندگی احساس غرور داشته باشند، حس یکپارچگی، درستی و تشخّص خواهند کرد.
با موفقیت پشت سرگذاشتن این مرحله یعنی نگاه به گذشته با اندکی تأسف و احساس رضایت کلّی. این افراد کسانی هستند که خردمندی به دست می‌آورند، حتی در مواجهه با مرگ..   یکپارچگی عبارت است از، احساس رضایت و خرسندی از بابت سازنده و باارزش بودن زندگی. اریکسون اصطلاح "عروج خود" را برای اشاره به این دوره به کار ‌برده و ناامیدی را بحران این دوره می‌دانست[16]  


مفاهيم اساسي نظريه ي اريكسون
1. اصل اپي ژنتيك : رشد و تكامل هر فرد بر اساس يك رشته مراحل مشخص جهان شمول كه در تمام افراد بشر وجود دارد ظاهر مي شود و اگر توان بالقوه و شرايط اجتماعي با هم هماهنگ باشند رشد را سريع مي كند .

2. سلامت رواني : انسان در هر يك از مراحل رشد با يك بحران رواني اجتماعي روبروست چگونگي حل كردن اين بحران ها اساس نظريه ي اريكسون را تشكيل مي دهد در صورتيكه فرد اين بحران ها را حل كند اين امكان را مي يابد و با مسائل بزرگتر رواني درگير شود و سلامت رواني خود را تأمين كند . سلامت روان در حل بحران است در غير اينصورت سلامت رواني او به خطر مي افتد .
3. ابعاد مورد مطالعه ي هر فرد : هر فرد عضو سه جهان است , جهان زيستي , رواني, اجتماعي و اريكسون هويت فرد را از اين سه جنبه بررسي كرده است .

4. بحران چيست : يك نقطه ي عطف در هر مرحله از رشد هم دشوار است و هم غلبه برآن وجود دارد ( يك جزء منفي و يك جزء مثبت ) بحراني زماني است كه رشد رواني ,عاطفي , زيستي و اجتماعي با هم هماهنگ نباشند . بحران جنبه ي مرضي ندارد تنها نشانه ي يك نوع حساسيت و يا شكست پذيري است كه از عدم تعادل ناشي مي شود و جزء مثبت , سازنده موجب رشد و تكامل مي شود , جزء منفي, مخرب موجب اختلال در رشد مي شود .

5. من : عنصر اساسي تحول شخصيت در اين نظريه است رشد را در طول زندگي مورد توجه قرار مي دهد ولي براي نوجواني اهميت خاصي قائل است
6. يگانگي : انسجام عملي نيازها , انگيزه ها و الگوهاي واكنشي مشخص و افراد براي رسيدن به يكپارچگي (جدايي خود از ديگران )بايد جامعه را بشناسد و بر شخصيت سالم تأكيد كنند .

7. خود شكوفايي: عبارت است از حل تعارضات و كسب تجربه هاي مطلوب اجتماعي كه كيفيت زندگي را بالا ببرد .

8. هويت : سازه رواني اجتماعي كه شامل تمامي عقايد , طرز فكرها و عواطف مي باشد و مستلزم تعامل بعد رواني و اجتماعي فرد است و افراد براي اينكه سالم باشند بايد بر جامعه رشد شخصيت وحدت عملكردها , توانايي هاي خود و درك صحيح از جهان پيرامون داشته باشند .

هويت به شكل هاي زير ظاهر مي شود :
الف – هويت توفيق : براساس ديدي كه او نسبت به خودش دارد و ديدي كه ديگران نسبت به دارند و ديدي كه او نسبت به ديگران در مورد خودش دارد حاصل مي شود .
ب- هويت زودرس : تثبيت زودرس تصور يا ديد فرد از خودش مي باشد .
ج- هويت ديررس : تثبيت ديررس تصور يا ديد فرد از خودش مي باشد .
د- هويت انحرافي: هويتي مغاير با ارزش هاي جامعه كه او در آن زندگي مي كند .
و- آشفتگي نقش يا سردرگمي نقش : هرگاه نظرها و ارزشهاي والدين با ارزش ها و نظريه هاي همسالان ديگر مهم در زندگي فرد متفاوت باشد سردرگمي نقش بوجود مي آيد .
9. خود : هيئت سازمان يافته از ادراكات , افكار , تصورات فرد نسبت به خويشتن كه در برخورد متقابل با محيط و آگاهي از خويش تشكيل مي شود اين همان من و مرا است كه فرد بكار مي برد.

--------------------------------------------------------------------------------



تاريخ : جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ | 17:55 | نویسنده : عباس یبلویی |

 مردم ایران در 12 بهمن سال 57 حماسه بی سابقه ترین استقبال تاریخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنیان گذاشت و این گونه شد که"حق آمد و باطل رفت"



تاريخ : یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 12:12 | نویسنده : عباس یبلویی |
بسم الله الرحمن الرحيم تاریخ خمسلو :ايران سرزمين خون ؛افغانها با كينه وقساوت شهر ها و روستاهاي ايــــران يكي پس ازدیگری به ويرانه اي تبدل مي كردند و جوانان وطن را به شهادت مي رساندند در اين ميان شاه سلطان حسين بي كفايت هيچ اقدامي يراي جلو گيري از اين سپاه خونخوار انجام نداد تا اينكه سپاه به منطقه اي بنام كتوان رسيد در اينجا بــــدرخـان كه ازشيراز به اين منطقه كوچ كرده بود با فرزندانش و نـــــوكران زندگي مي كردند. كه نا گهان لشگر افغانها به ايــــن منطقه آباد رسيد. بدرخان با فرزندانش به مقابله با لشگربي كران افغان پرداخت ولي به علت كمبود نيروو سلاح وشهيد شدن چند نفربخصوص فرزند برومندش صفي خان ازتونلي كه براي راه فرار اضطراري حفرشده بودبا خوانواده اش فـــــرار كرد وپس از مدتي كه در كوه ها بسر برد ولشگر افغان بسوي اصفهان حـــركت كردند به روستاي افـوس رفت و زميني بين روستاي داشكسن و روستاي سنگباران خريد واولين بناي روستاي خمسلورابنيان نهاد كه هم اكنون قسمتي ازاين خانه قديمي وجود دارد پس از مدتي به كمك فرزندان ونوكران با وفايش جوب خمسلو را حفر كرد تا بتوانند از اين طريق كشاورزي كنند پس از حفر زمينهاي جوب مذكوررا به شـش دانگ تقسيم وبنامهاي دانگ خان ؛ ايمانقلي خان ؛ حسن خان ؛ منصور بيگ ؛ حاج رضا و كلبي نــــا مگذاري كرد و زندگي جديدي در اين منطقه آغاز نمود ازاین زمان به بعد که مصادف بود با تاریخ حمله افغان به ایران یعنی خمسلو با درایت بدر خان رونق زیادی گرفت بطوریکه به یک روستای آباد تبدیل شد و سیل مهاجرتها به این روستا از اطراف آغاز گردید واز آنجايي كه محل مناسبي براي كشاورزي بود بدرخان از اقوام كوچ نشين جهت اقامت در خمسلو وكاردرزمينهاي زراعي استفاده نمودوكم كم جمعيت خمسلو نسبت به مناطق روستايي ديگر زيادتر شد اقوامي ازمناطق ديگر به خمسلو كوچ كردند كه مي توان از فاميهاي نقدي‌، رضايي ، خدادادي ،وغيره نام برد ولي بيشترين نام خانوادگي از نام يبلوگرفته شد كه ايل بزرگي در شيراز بوده كه بدرخان هم از همين ايل مي باشد به همين دليل اكثر نام خانوادگي مردم خمسلو يبلوئي مي باشدکه پس از مدتی اقوامی دیگر به این منطقه مهاجرت کردند



تاريخ : پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ | 13:6 | نویسنده : عباس یبلویی |

 


افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی می‌شوند و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند.

افکار منفی احساس نشاط و شادابی را از زندگی می‌گیرند، موجب کاهش اعتماد به نفس و اعتقاد به توانایی ها می‌شود.

با استفاده از موارد زیر می توانیم هم از حداکثر توانایی ذهنی خود استفاده کنیم و هم اینکه از شر خیلی از افکار و زباله های ذهنی راحت شویم.


مطمئناً شما از این مطلب استفاده زیادی خواهید کرد. مثلاً برای موارد زیر:


1. پاکسازی ذهن (مخصوصا وقتی که ذهن شما خیلی شلوغ هست)
2. آرامش دادن به خود در زمانهای پر استرس، انجام کارهای سخت و وحشتناک
3. آزاد سازی انرژی ذهن (مخصوصا زمانی که احساس خستگی شدید ذهنی میکنید)






این روش چگونه کار میکند – با افزایش RAM ذهن

تصور کنید ذهن شما مانند یک کامپیوتر هست که برای انجام یک سری از کارها باید از حافظه و رم استفاده کند. خوب همه می دانیم که هرچی بیشتر رم آزاد باشه سرعت انجام کارها در کامپیوتر بالاتر میرود. مثلا ۳D Studio Max و یا یک بازی بسیار پیشرفته برای اینکه به خوبی کار کنند و یا اصلا کار کنند نیاز دارند که حافظه بالایی آزاد باشد. حالا برای اینکه بخواهیم از آنها به بهترین حالت ممکن استفاده کنیم باید یک سری برنامه هایی بی استفاده را از حافظه پاک کنیم یا از آنها خارج شویم. همانطور که می دانید مثلا در ویندوز در هر زمان برنامه هایی زیادی بصورت پشت صحنه در حال کارهستند که ممکن است به آنها نیاز نداشته باشیم و با بستن آنها می توانیم میزان رم بیشتری را آزاد کنیم.
خوب حالا ذهن شما نیز دقیقا مانند یک کامپیوتر برای انجام کارهای خود مانند فکر کردن، آنالیز کردن، محاسبه کردن و یا حتی انجام امور نا خودآگاه نیاز به میزان رم آزاد دارد که بتواند بخوبی از عهده آنها بربیاید. پس شما اگر ذهن خالی تری داشته باشید بهتر می توانید روی کارهایتان تمرکز کنید و آنها را انجام دهید.


بصورت عادی معمولا ما همیشه نیمی از میزان رم ذهنمان پر از موارد درهم و برهم و بی استفاده است که واقعا نیازی به نگه داشتن آنها در ذهن نداریم.

بیشتر این به همریختگی های ذهنی ناشی از محرکهای بیرونی هستند که در طول روز وجود دارند. از صبح که ما بیدار میشویم تا شب که دوباره می خوابیم بسیاری از این محرکهای بیرونی روی ذهن ما تاثیر میگذارند. هر چی شما با افراد و موضوعات بیشتری درگیر باشید این محرکهای نیز بیشتر می شوند. حتی اگر شما درون یک غار زندگی کنید و با محیط بیرون ارتباطی نداشته باشید بازهم در معرض برخی از محرکهای بیرونی هستید.
این محرکهای بیرونی همان برنامه های بی استفاده در ویندوز را درون ذهن ما اجرا میکنند که فقط باعث هدر رفتن میزان رم کامپیوتر شما می شود.


خوشبختانه ما یک ابزار بیولوژیکی داریم برای خالی کردن ذهن بصورت طبیعی و اون هم خواب هست. البته باید توجه داشت که منظور خواب عمیق هست. معمولا حداکثر ۲۵% زمانی که در خواب هستیم در خواب عمیق قرار داریم و تنها در اون زمان هست که مقدار زیادی از فضای ذهنمون از افکار و محتویات درهم و برهم خالی میشود.


همچنین یکی از روشهای تخلیه ذهن از موارد بی استفاده، مدیتیشن است. امروزه خیلی از افراد در دنیا از روشهای مختلف مدیتیشن استفاده میکنند تا بتوانند به آرامش ذهنی برسند. اما یک سری محدودیتهایی هم در انجام این روش هست. اینکه شما معمولا نمی توانید در هر جایی به مدیتیشن بپردازید، دوم اینکه برای رسیدن به حد نهایت آرامش نیاز به تمرین زیادی هست که هر کسی هم ممکن است به اون حد نرسه، از همه مهمتر اینه که مدیتیشن چون باعث پایین اومدن فعالیت ذهنی میشه معمولا در بسیاری از افراد باعث خواب آلودگی میشود. پس باید یک راه حل دیگری پیدا کرد…
__________________________


1-خالی کردن ذهن با استفاده روش بیرون ریزی ذهن

در این روش شما باید هر چیزی که در ذهنتون هست بیرون بریزید. حالا چطوری؟! با استفاده از نوشتن!
۱- یک ابزار برای نوشتن انتخاب کنید: می تونید از قلم و کاغذ استفاده کنید و یا از یک نرم افزار واژه پرداز مثل word یا notepad


۲- هرچیزی که به ذهنتان میرسد را بنویسید: منظور از هر چیزی دقیقا یعنی هر چیزی! یعنی اینکه مثلا وقتی به صفحه خالی نگاه میکنید و با خودتان میگویید که “وای چه صفحه سفیدی” همان را بنویسید “وای چه صفحه سفیدی” یا اینکه مثلا میگویید “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسه” بنویسید “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسد”. دقیقا هرچیزی که به ذهنتان آمد را بنویسید و اصلا لازم نیست به آن چیزی که می خواهید بنویسید فکر کنید.


۳- اینکار رو به مدت ۱۵ دقیقه ادامه دهید: تا زمانی که ذهن شما احساس خالی شدن کرد اینکار را ادامه دهید. ممکن است شما در ۱۰ دقیقه بتوانید هر چیزی را که در ذهنتان هست بنویسید ممکن هم هست که ۱ ساعت طول بکشد که این معمولا وقتی فکر خیلی مشغولی دارید اتفاق می افتد.



2- خالی کردن ذهن با استفاده روش پر کردن ذهن


یکی از بهترین راه حل‌ها، زمانی که پاک سازی ذهن‌تان غیر ممکن به نظر می‌رسد، این است که آن را تا حدِ ممکن پر کنید. روی هر موضوع یا مفهومی مانند یک تخم مرغ یا آرامش و صلح تمرکز کنید (تمرکز روی یک جسم آسان‌تر است).
اگر جسم مورد نظر تخم مرغ باشد، به هر چیز مرتبط با تخم مرغ فکر کنید؛ مثلاً اینکه بیضوی است، به رنگ قهوه‌ای یا سفید است، دیواره‌ای شکننده دارد، از یک مادر به وجود آمده و...؛ سپس ارتباط آن‌ها را برون یابی کنید.
به عنوان مثال انسان‌ها صورت بیضوی دارند، طیفِ متنوعی از رنگِ پوست و پوستی شکننده دارند. هر کاری که می‌کنید در ‌‌نهایت به موضوع اصلی تمرکز (که در این مثال تخم مرغ بود) برگردید. می‌توانید تخم مرغ را به هر چیز مشابهی در جهان تعمیم دهید.‌‌ همان‌گونه که انیشتین می‌گوید هر چیز در جهان با چیز‌های دیگر ارتباط دارد. پس نهایتاً کاری که می‌کنید ارتباط دادن تخم مرغ به چیز‌های مشابه دیگر در جهان می‌باشد. قبل از اینکه ذهن‌تان به یکی از هزاران مطلب مرتبط با آن برود، ذهن شما تسلیم می‌شود یا از شدت خستگی به میزان متوسط از کار می‌افتد. ذهن خالی می‌شود، سپس می‌توانید آن را با ماهیت تخم مرغ پر کنید، آن ماهیتی که بین شما و سایر افراد جهان مشترک می‌باشد.
حتی شما نیاز ندارید تا ذهن‌تان را به طرز وحشتناکی پر کنید. گاهی اتفاق می‌افتد که خیلی سریع به ماهیت آن پی می‌برید. برای مثال ممکن است پی ببرید تخم مرغ از اتم و ریز ماده‌هایی تشکیل شده است که تفاوتی با عناصر سازنده بدن شما ندارند. کل جهان نیز به همین شکل است.


روش‌های زیادی برای پر کردن ذهن وجود دارد. یکی از این راه‌ها پاسخ به سوالاتی مثل این است که صدایی که از کف زدن ما به وجود می‌آید چیست یا چهره ما قبل از تولد به چه شکل بوده است. این تفکرات برای یک ذهن، جسم و احساس معمولی غیر قابل درک می‌باشد و از سال‌ها پیش به عنوان وسیله‌ای برای متعالی شدن و سلطه ذهن استفاده می‌شده‌اند. داستان‌های مختلفی از صوفی‌ها شنیده‌اید که تک تک مراحل عرفان را طی کرده‌اند، به گونه‌ای که خارج از درک ذهنی شما است.
راه دیگر تجسم ذهنی می‌باشد. در این روش باید ذهنِ خود را با هر آنچه دوست دارید پر کنید. برای مثال خود را به گونه‌ای تصور کنید که همواره دوست داشتید باشید. یک انسان با سلامت روانی، آرامش، خرد و مسلط به خود. سلطه ذهنی خود را کامل کنید.

توجه خود را روی مسائل مهم متمرکز کنید و مسائل جزیی و افکار استرس زا را به دور بیندازید. از نگرانی های زیاد و بی حد بشدت دوری کنید. سعی کنید فرد مثبتی باشید و از دیدن نیمه خالی لیوان پرهیز کنید.

هیچ کار دیگری از دست شما ساخته نیست جز متوقف کردن افکار مسموم و استرس زا.



تاريخ : سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ | 20:43 | نویسنده : عباس یبلویی |

اختلال رنگ بینی و رنگ کوری

   گل‌مژه

عارضه‌اى است که به علت عفونى شدن پياز موى مژه ايجاد مى‌شود. عدم رعايت بهداشت عامل عمده در بروز اين ناراحتى است.

               اگزماى پلک‌ها

در صورت مساعد بودن زمينه، نشستن گرد و غبار روى پلک‌ها باعث به‌وجود آمدن ورم‌هايى مى‌گردد که از پلک‌ها شروع و به اطراف گسترش مى‌يابد. گرد و غبار مواد شيميايى که در صنايع گوناگون به‌کار مى‌روند مثل لوازم آرايش، مواد پلاستيکي، مواد کائوچوئى و غيره مى‌توانند مانند آلرژن اثر بکنند.

               کراتيت

گرد و غبار در غالب اوقات باعث پيدايش کراتيت مى‌گردد که با علائم اسپاسم پلک‌ها و ترس از روشنايى و اشک ريزش تشخيص داده مى‌شود. اين بيمارى فوق‌العاده مزاحم بوده و مانع ادامه فعاليت مى‌باشد.

               رنگ کورى 'دالتونيسم'

رنگ کورى حالتى است که در آن درک رنگ‌ها به‌طور طبيعى انجام نمى‌گيرد و شخص مبتلا، تفاوت بين رنگ‌هاى خاصى را درک نمى‌کند و در حقيقت آنها را هم‌رنگ مى‌بيند. شايع‌ترين آن کوررنگى قرمز - سبز است که در اين حالت بيمار تفاوت اين دو رنگ را احساس نمى‌کند.

 

اين عارضه در مردان خيلى شايع‌تر از زنان است به‌طورى که ۸ درصد از مردان و فقط ۵/۰ درصد از زنان دچار کوررنگى هستند.

               پتوزيس 'پائين افتادن پلک'

در اين عارضه امکان بالا بردن پلک فوقانى از بين مى‌رود و پلک همواره در حالت بسته قرار مى‌گيرد. بيمار براى جبران اين ناتوانى چاره‌اى جز اين ندارد که سر خود را عقب نگه دارد تا بدين ترتيب امکان ديد براى وى فراهم گردد.

 

 

               کاتاراکت (آب مرواريد)

بيمارى است که به‌علت کدر شدن عدسى چشم ايجاد مى‌گردد و به تار شدن پيش‌رونده بينايى مى‌انجامد. تار شدن بينايى به گونه‌اى است که بيمار تصور مى‌کند پرده‌اى در مقابل چشم او قرار گرفته که روز به‌روز تيره‌تر مى‌گردد.

               نيستاگموس

در حقيقت همان لرزش و رعشه چشم است. در اين عارضه کره چشم از يک گوشه به گوشه ديگر در حرکت است و عموماً سرعت اين حرکت در يکى از دو چشم بيشتر از ديگرى است. پديده‌ نيستاگموس به تنهايى چندان خطرى ندارد ولى از لحاظ اينکه ممکن است نشانه‌اى از وجود اختلال شديدتر در بينايى باشد به آن اهميت داده مى‌شود.

               اگزوفتالمى

حالتى است که در آن کره چشم نسبت به حالت طبيعى خود مقدارى جلوتر مى‌آيد. يکى از علل به‌وجود آورندهٔ آن گواتر است که از تشديد فعاليت غده تيروئيد ناشى مى‌شود.

 

 

               شب‌کورى

رل ويتامين A در چشم براى ديدن در تاريکى فوق‌العاده اهميت دارد. نقش ويتامين A را در سيستم بينايى چنين مى‌توان توجيه کرد که ياخته‌هاى بينايى از دو نوع استوانه‌اى و مخروطى تشکيل يافته‌اند. ديد رنگى توسط ياخته‌هاى مخروطى انجام گرفته و ياخته‌هاى استوانه‌اى به نور سياه و سفيد حساسيت بيشترى دارند و عمل ديد را در تاريکى انجام مى‌دهند. در اين ياخته‌ها ماده‌اى به نام رودوپسين وجود دارد که در اثر برخورد با نور تبديل به رتينين مى‌شود و رتينين مجدداً در تاريکى به رودوپسين تبديل مى‌گردد و چون مادهٔ اوليه براى ساخته شدن رتينين ويتامين A است لذا در کمبود ويتامين A رتينين و در نتيجه رودوپسين کم شده و شب‌کورى به‌وجود مى‌آيد. اگر اين کمبود خيلى شديد باشد بافت قرنيه چشم تغيير مى‌کند و شفافيت خود را از دست مى‌دهد و کدورت قرنيه ممکن است به کورى کامل منجر شود.

               تراخم در ايران

با وجودى که در اثر پيشرفت طب، تراخم در ايران کنترل شده و به‌ فرم‌هاى سبک‌ترى درآمده ولى هنوز وجود دارد و در مناطق گرمسير خوزستان، بلوچستان، کرانه‌هاى خليج‌فارس و بحر عمان شايع است. تراخم در حقيقت مرضى طولانى است و بايد مرتباً آن را معالجه نمود و هرگز نبايد آن را سرسرى گرفت. تراخم معمولاً ۴ مرحله دارد:

 

در مرحله اول غالباً علائم بيمارى مخفى است و اگر بروز نمايد خيلى ضعيف است و با بيمارى‌هاى ديگر ممکن است اشتباه شود. بيشتر در مرحله دوم و سوم است که تراخم تشخيص داده مى‌شود. در مرحله چهارم عوارض تراخم مثل موى اضافي، برگشتن لبه پلک به داخل، لک‌هاى قرمز قرنيه وجود دارد. اين عوارض مثل آن است که ما از روى سوختگى در و ديوار به وقوع آتش‌سوزى پى ببريم ولى آتش‌سوزى تمام شده باشد. به‌هرحال در اين دوره نيز بايد درمان عوارض را انجام دهيم.

 

تراخم بيمارى مسرى است و ضمناً بهداشت و تغذيه، نقش مهمى در جلوگيرى از آن دارند. عدم استفاده از حوله و وسايل سايرين، مراجعه به چشم‌پزشک در موارد لزوم و مراجعه بستگان تراخمى به چشم‌پزشک از کارهاى واجبى است که براى جلوگيرى از آن بايد انجام داد.

 

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ | 11:18 | نویسنده : عباس یبلویی |
مشکلات تیروئیدی را جدی بگیرید بسیاری افراد اضافه وزن و خستگی را ناشی از افزایش سن می‌دانند اما گاهی اوقات بروز این مشکلات می‌تواند دلیل دیگری داشته باشد. به گزارش ایسنا، طبق اعلام انجمن تیروئید آمریکا بیش از 20 میلیون نفر در این کشور از اختلالات تیروئیدی رنج می‌برند که تقریبا در 60 درصد این افراد این اختلالات تشخیص داده نمی‌شوند و می‌تواند بیماران را با مشکلات جدی‌تری همچون بیماری‌های قلبی – عروقی، نازایی و پوکی استخوان مواجه کند. تیروئید غده‌ای شبیه پروانه در جلوی گردن است و هورمونی برای کنترل سرعت متابولیسم در بدن ترشح می‌کند. معمول‌ترین انواع اختلالات تیروئیدی شامل کم‌کاری تیروئید، پرکاری تیروئید و سرطان تیروئید می‌شوند. پزشکان تاکید دارند که افراد باید با علائم هشداردهنده اختلالات تیروئیدی آشنا باشند و آنها را جدی بگیرند. برخی علائم اختلال تیروئیدی که اغلب مورد غفلت قرار می‌گیرند شامل موارد زیر است: افزایش وزن و خستگی: یکی از شایع‌ترین و قابل توجه‌ترین علائم کم‌کاری تیروئید افزایش وزن است. بیماران می‌توانند هنگام افزایش اندازه دورکمرشان به کم‌کاری غده تیروئیدشان مشکوک شوند اما لازم است توجه کنند نوع اضافه وزن می‌تواند وجود مشکل هورمونی در آنان را تعیین کند. در حقیقت کم کاری غده تیروئید موجب افزایش وزن آبی به جای چربی شکمی می‌شود. همچنین احساس خستگی یکی از نشانه‌های کم کاری غده تیروئید است. کارشناسان به افراد توصیه می‌کنند تغییرات روانی و سطح انرژی خود را با پزشک در میان بگذارند. کاهش وزن: افت شدید یا ناگهانی وزن می‌تواند حاکی از وجود یک مشکل جدی در بدن فرد باشد که یکی از آنها پرکاری غده تیروئید است. زمانی که غده تیروئید مقدار بالایی هورمون ترشح کند، متابولیک بدن افزایش می‌یابد. پرکاری غده تیروئید علاوه بر کاهش وزن می‌تواند با علائمی همچون تعریق، لرزش و افزایش ضربان قلب همراه باشد. گردن درد: ورم و درد در ناحیه گردن گاهی اوقات با خود غده تیروئید اشتباه گرفته می‌شود در حالی که می‌تواند نشانه‌ای از سرطان در این غده باشد. بسیاری از موارد سرطان تیروئید رشد آرام و کندی دارند اما در موارد جدی‌تر در گردن بیمار رشد سریعی مشاهده می‌شود که خود بیمار متوجه آن می‌شود. درد گردن و ورم همچنین می‌تواند از دیگر اختلالات تیروئیدی ناشی شود. پزشکان تاکید دارند در صورت درد در ناحیه گردن یا ورم آن باید با پزشک مشورت شود و دقت کرد گاهی اوقات این علائم می‌تواند ناشی از بیماری‌های دیگری غیر از اختلالات تیروئیدی باشد. به نقل از شبکه خبری فاکس‌نیوز، بررسی احتمال ابتلا به اختلالات تیروئیدی با درد همراه نیست و آسان انجام می‌شود و می‌توان به راحتی با انجام آزمایش خون آن را تشخیص داد اما در صورتی که این اختلال درمان نشود می‌تواند مرگ بیمار را به همراه داشته باشد چون بی‌تعادلی در تولید هورمون‌ها تاثیر سوء روی سلامت قلب دارد. آگاهی افراد از فاکتورهای خطرزا برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری‌ها حائز اهمیت است. یک فاکتور خطرزای کلیدی در ابتلا به اختلالات تیروئیدی سابقه خانوادگی و وراثت است. همچنین بیمارانی که به دلیل ابتلا به سرطان مری تحت رادیوتراپی قرار گرفتند و مبتلایان به بیماری‌های خودایمنی بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات تیروئیدی هستند.

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ | 12:57 | نویسنده : عباس یبلویی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.